حملات سایبری اخیر به سامانههای آب آمریکا، بیش از آنکه نشانهای از قدرت مطلق ایران باشد، تصویری از شکافهای عمیق زیرساختی و امنیتی واشنگتن ارائه میکند؛ شکافهایی که جنگ با تهران آنها را آشکارتر و پرهزینهتر کرده است.
آمریکا در برابر یک دشمن نامتقارن
موج حملات سایبری اخیر به سامانههای آب آمریکا، تصویری متفاوت از جنگ ایران و آمریکا ارائه میکند؛ جنگی که میدان آن دیگر به موشک و هواپیما محدود نیست و در فضای سایبری، ضعفهای ساختاری قدرتی مانند آمریکا را نیز آشکار میسازد.
به نوشته فارین پالیسی در هفتههای اخیر، سامانههای آب در دستکم ۷ ایالت آمریکا هدف حمله قرار گرفتهاند و برخی گزارشها از درگیر شدن سامانههایی در حدود ۱۲ ایالت حکایت دارد. مقامهای آمریکایی و کارشناسان، این حملات را با احتمال بالا به بازیگران مرتبط با ایران نسبت دادهاند، هرچند انتساب رسمی در همه موارد نهایی نشده است.
نکته مهم این است که حملات، دستکم تاکنون، به فروپاشی گسترده شبکه آب آمریکا منجر نشدهاند. در برخی موارد، اپراتورها توانستهاند سامانهها را به شکل دستی اداره کنند. بنابراین مسئله اصلی شاید نه «ویران کردن» زیرساخت آمریکا، بلکه نشان دادن این واقعیت باشد که حتی حیاتیترین سامانههای این کشور نیز نقاط آسیبپذیر فراوانی دارند.
ضعف آمریکا؛ از میدان نبرد تا زیرساختهای داخلی
آنچه این حملات را مهمتر میکند، ساختار خود سامانه آب آمریکاست. بیش از ۱۴۸ هزار سامانه عمومی آب در این کشور فعال است و بیش از ۵۲ هزار ارائهدهنده محلی خدمات آب وجود دارد. بسیاری از آنها کوچکاند و منابع مالی و فنی محدودی برای مقابله با تهدیدات سایبری دارند.
«پل ناکاسونه»، فرمانده سابق فرماندهی سایبری آمریکا، وضعیت این بخش را بسیار شکننده توصیف کرده و گفته است از میان ۱۶ بخش زیرساخت حیاتی آمریکا، بخش آب احتمالاً «شکنندهترین» آنهاست.
این اعتراف، تصویری قابل تأمل از تناقض قدرت آمریکا ارائه میکند؛ واشنگتن سالانه صدها میلیارد دلار برای قدرت نظامی هزینه میکند، اما در داخل کشور، سامانههای حیاتی آن میتوانند به دلیل ضعفهای ابتدایی امنیت سایبری در معرض نفوذ قرار گیرند.
حتی قانونگذاری نیز نتوانسته این شکاف را پر کند. تلاش آژانس حفاظت از محیط زیست برای اعمال الزامات امنیت سایبری در سامانههای آب در سال ۲۰۲۳ پس از اعتراض و شکایت برخی ایالتها کنار گذاشته شد. اکنون حملات جدید بار دیگر این خلأ را به موضوعی ملی تبدیل کردهاند.
ایران و منطق جنگ نامتقارن
برای ایران، چنین عرصهای اهمیت ویژهای دارد. کشوری که در برابر برتری هوایی، دریایی و تسلیحاتی آمریکا قرار گرفته، طبیعتاً نمیتواند در تمام میدانها با قواعدی که واشنگتن تعیین میکند رقابت کند. فضای سایبری، یکی از معدود حوزههایی است که در آن هزینه ورود پایینتر و امکان ایجاد اثر روانی بسیار بالاتر است.
این حملات، حتی اگر به اختلال گسترده منجر نشوند، میتوانند اعتماد عمومی را هدف قرار دهند؛ همان چیزی که کارشناسان آمریکایی نیز نسبت به آن هشدار دادهاند. یک حمله موفق به یک شهر کوچک، انتشار خبر آلودگی آب و هجوم مردم برای خرید آب بطریشده میتواند بدون نابودی یک زیرساخت، احساس ناامنی گستردهای ایجاد کند.
از این منظر، آنچه واشنگتن با آن روبهروست صرفاً یک تهدید سایبری نیست؛ هزینه ورود به جنگی است که آمریکا تصور میکرد میتواند قواعد آن را یکطرفه تعیین کند. جنگ ایران بار دیگر نشان میدهد برتری نظامی الزاماً به معنای مصونیت نیست و قدرتی که در برابر یک دشمن ضعیفتر از نظر تسلیحات متعارف قرار دارد، ممکن است در نقاطی کاملاً غیرمنتظره آسیبپذیر باشد.
در نهایت، حملات اخیر بیش از آنکه تصویری از شکست آمریکا یا پیروزی قطعی ایران ارائه دهند، یک واقعیت مهمتر را آشکار میکنند؛ در جنگ نامتقارن، گاهی لازم نیست دیوار قدرت رقیب را فرو بریزید؛ کافی است ترکهای آن را پیدا کنید.





نظر شما